الملا فتح الله الكاشاني
293
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
آن اجود زيتونست و يا آنكه نه در شرق و غربست كه آفتاب بر آن وزد و در بعضى از اوقات روز باشد كه آن وقت شروق وغريست بلكه در همه طول نهار شعاع آفتاب بر آن ميتابد مانند زيتونى كه بر قلهء جبال يا در صحراى واسع است و به جهت آن ثمره آن انضج است و زيب آن اصفى و يا نه دايم در آفتابست تا محترق گردد و نه مدام در سايه تا ميوهء آن خام بماند بلكه هم از رعايت تاب آفتاب بهره مند است و هم از حمايت وقايت سايه محفوظ و فى الحديث لا خير فى شجرة و لا نبات فى مقنات و لا خير فى مضحى از حسن بصرى مرويست كه اصل اين شجره را از بهشت به دنيا آوردهاند پس از اشجار اين عالم نيست كه وصف شرقى و غربى بر او اطلاق توان كرد پس وصف زيت مينمايد بكثرت صفا و تلألؤ بقوله * ( يَكادُ زَيْتُها ) * نزديكست كه روغن آن درخت از غايت تلألؤ و فرط وميض * ( يُضِيءُ ) * روشنى دهد بنفس خود * ( وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْه نارٌ ) * و اگر چه نرسيده باشد به آن آتشى يعنى صفا و درخشندگى آن بمثابه ايست كه بى آتش روشنايى بخشد * ( نُورٌ عَلى نُورٍ ) * روشنى افزوده بروشنى يعنى صفاى زيت يار شده با نور چراغ و لطافت زجاجه بر آن افزوده در مشكاة كه ضابطهء اشعه و جامع انوار است و به جهت آن نور چراغ بمرتبهء اعلا و درجهء قصوى رسيده ببايد دانست كه علما و ارباب تحقيق را در باب اين تمثيل سخنان بسيار است علامة العلماء امام فخر رازى در اسرار التنزيل آورده كه مراد به اين نور هدايت و ايمانست كه او سبحانه تشبيه كرده سينهء مؤمن را بمشكوة و دل او را در سينه بقنديل زجاجه در مشكاة و ايمان و هدايت را بچراغى افروخته در قنديل و قنديل را بكوكبى درخشنده و كلمهء اخلاص را بشجرهء مباركه از تاب آفتاب خوف و ظلال نوال رجاء بهره دارد و نزديكست كه فيض اين كلمه بى آنكه بر زبان مؤمن گذرد و عالم را منور كند چون اقرار به آن بر زبان جارى شد و تصديق جنان به اين بازگشت نموده نور على نور بظهور رسيد و نيز در اسرار آورده كه نور ايمان را بچراغ تشبيه كرد به جهت آنكه در هر خانه كه چراغ بود دزد پيرامون آن نگردد و همچنين در هر دل كه ايمان باشد شيطان را به آن راه نبود يا آنكه چون بچراغ داخل خانه روشن مىشود اثر ضوء آن بر روزنهاى آن ميرسد همچنين چون داخل دل بنور ايمان روشن ميگردد شعاع آن بر روزنهاى حواس ميافتد و انوار طاعات بر اعضا و جوارح بديد ميآيد پس سيماى مؤمن از دل او خبر ميدهد كه سيماهم فى وجوههم من اثر السجود و گويند تشبيه دل مؤمن بآبگينه به جهت آنست كه تا آن را به سنگ ظلم و جفا نشكند كه آبگينه بشكسته هر جا كه رسد ببرد و زخمى كه دل شكستهء مؤمن بر كسى زند مرهم نپذيرد و در مجمع البيان از ابى بن كعب روايت كرده كه اينمثلى است كه حق سبحانه